یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی به پایان رسید که حسن روحانی با کسب 50.07 از کل آرای ماخوذه از سوی مردم انتخاب شد.

به گزارش جنبش سبز گیلان پس از اتمام رای گیری در ساعت 23:00 روز جمعه 24 خرداد ماه 1392 کار شمارش آرا آغاز گردید و با مشخص شدن نتایج نهایی در شامگاه شنبه 25 خردادماه، نام حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور آینده ایران بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. در پی اعلام این خبر شخصیت های برجسته سیاسی ایران با انتشار نامه هایی به مردم بابت حضور در انتخابات و به حسن روحانی به دلیل موفقیت در کسب آرای مردم تبریک گفتند.

زندانی سیاسی مصطفی تاجزاده نیز با بیان این موضوع که «حاصل این انتخابات پیروزی سیاسی و اخلاقی اصلاح طلبان بود » موفقیت حسن روحانی در انتخابات را » نوید بخش شکست سلفی گری و پیروزی برای کل جهان » دانست. او که در زندان با همسر خود فخرالسادات محتمشمی پور دیدار می کرد با اشاره به اهمیت حضور پرشمار مردم ایران پای صندوق های رای عنوان داشت که در روزهای آینده با انتشار نوشته ایی بیان خواهد کرد که » مردم پس از 4 سال تحمل همه گونه توهین و فحاشی و دروغ و تهمت چگونه کار کرد کارستان » وی همچنین از هاشمی و خاتمی خواست تا حمایت خود از روحانی را ادامه دهند.

جنبش سبز گیلان نیز ضمن تبریک پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، امیدوار به ایجاد فضایی پرشور و باتدبیر و امید خواهد ماند و برای تحقق آن از هیچ اقدامی در چارچوب قانون اساسی فروگزار نخواهد کرد . باور سبز ما براین است که تنها با تداوم اصلاحات می توان شاهد از میان رفتن تبعیض های صورت گرفته در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود و ناظری بر اتمام حصرها و حبس ها و احقاق حقوق پایمال شده همه مردم ایران بود. با امید دست یابی به جامعه ای پویا و با نشاط این راه را با قوت ادامه خواهیم داد.

به اطلاع کلیه مردم شریف گیلان می رساند که » جنبش سبز گیلان » با عنایت به پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری و بنا به دلایل ذکر شده در بیانیه 29 اسفندماه 1391 خود اعلام می دارد که در شرایط کنونی، جامعه ایرانی نیاز مبرم و مسلم به اصلاحات را به معنای تغییر فضای امنیتی به شرایط برابر زیست سیاسی احساس میکند که با تحقق این امر می توان به درمان در حوزه های اقتصادی، فرهنگی و … امیدوار بود. در همین راستا » جنبش سبز گیلان » در عین پایبندی به اصول خویش، همراهی خود را با آقای » حسن روحانی » اعلام می دارد و از تمامی مردم آگاه و دلسوز گیلان خواهان حمایت همه جانبه از ایشان است. در پایان لازم می بینیم تا بیان داریم که دست یابی به آرامش، آزادی و آبادانی تنها با حضور همه جانبه در انتخابات پیش رو دست یافتنی است چرا که انتخابات فرآیندی مردم سالارانه است و تنها در پیروزی در آن خلاصه نمی گردد.

جنبش سبز گیلان

92/03/21

جنبش سبز گیلان همسو با سایر اصلاح طلبان و سبز اندیشان همراه و در راستای عمل به منشور جنبش سبز ایران با صدور بیانیه ای از آقای سید محمد خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو دعوت به عمل می آورد. 

متن کامل بیانیه به شرح زیر اعلام می گردد :

چهار سال از انتخابات پر حادثه هشتاد و هشت می گذرد و اکنون نمی توان باور کرد که این مدت به این سرعت از مقابل چشمانمان گذشته باشد. هرچند که هر لحظه این مدت را در حسرت ربوده شدن فرصتی حیاتی گذراندیم، فرصتی که با حضور توامان مردی از جنس مردم قابل دستیابی بود .

مردی که پیاپی در صور امید می دمید و احساسی بی نظیر را در قلب ها می رویاند و همان احساس همه گیر، همگان را بر آن داشت تا برای احقاق حق خود برخیزند و به آرامی خواهان وصولش باشند. احساسی که در چشمان مردم می درخشید و پیامی به بزرگی آگاهی را فریاد می زد.

اکنون و پس از گذراندن آن روزها و در شرایطی که هر روز سخن از کاری که باید کرد می گوییم و می شنویم، بر آن شدیم تا همراه با مردان بزرگ دیگر با نگارش بیانیه ای خواهان حضور مرد آرام اصلاحات » جناب آقای خاتمی » در صحنه انتخابات ریاست جمهوری پیش رو گردیم، مردی که در احساسی مشترک با همه ما در داغ فراق بهترین های این مرز و بوم دل می سوزاند و اشک خون در قلب خویش سرازیر می سازد.

و در سخنی با دیگر همراهان بیان می داریم که درخواست ما در راستای عمل به منشور جنبش سبز ایران است و در شرایط حاضر می تواند برای دستیابی به ایرانی آباد تاثیر گذار باشد و شرکت در انتخابات را با معنا سازد. بنابراین دعوت از آقای خاتمی را وظیفه ای خطیر در شرایط کنونی دانسته و از تمامی دلسوزان همراه خواهان تکرار این درخواست هستیم. باشد که اجماع مورد نظر به دست آید.

                                                                                                                                                                                                           

                                                                                                                                                                                                                      

به‌نام خداوند بخشنده مهربان
«خداوند به کسانی از قوم شما که ایمان آورده و اعمال نیک انجام داده‌اند وعده کرده است که حکومت روی زمین را نصیب آنها خواهد فرمود، همچنان که پیشینیان آنها را عطا فرمود.» (آیه ۵۵ سوره نور)

هموطنان عزیز، همراهان سرافراز

سه سال پیش در چنین روزهایی با حضور میلیون‌ها شهروند، حرکتی عظیم آغاز شد که به تولد جنبش سبز انجامید. جنبش سبز مبتنی بود بر حرکتی مدنی و خواست عمومی برای تحول در شیوه اداره کشور با رأی به نامزدهای انتخاباتی تغییرخواه. اکثریت چشمگیری از مردم، سیاست‌های ماجراجویانه، فریبکارانه و فاقد پشتوانه عقلانی دولت نهم را برای توسعه و پبشرفت کشور و رفع مشکلات روزافزون مردم مناسب نمی‌دیدند. شهروندان تغییرخواه ادامه دولت اقتدارگرا و ناکارآمد و بی‌کفایت احمدی‌نژاد را موجب ورشکستگی اقتصاد، فروپاشی اجتماع، انزوای بیش از پیش بین المللی، عمیق‌تر شدن شکاف میان فقیر و غنی، افزایش تورم، بسط ید نهادهای نظامی و امنیتی و محدودیت بیشتر آزادی‌های قانونی می‌دانستند. دل‌نگرانی‌هایی که گذشت زمان، واقعی بودن آن و بصیرت و دوراندیشی تحول‌ خواهان و کوته اندیشی و بی‌بصیرتی اقتدارگرایان را به اثبات رساند. حاکمان شیفته‌ و تشنه‌ی قدرت اما با پافشاری بر درک غلط خود، تغییر را با منافع خود در تضاد دیدند؛ آنان صندوق‌های رأی را از کارآیی خود تهی و به ابزار کودتای انتخاباتی تبدیل کردند. نتیجه‌ی این خیانت در امانت، اعلام آمار و اعداد خودساخته و نادقیق به‌عنوان نتیجه انتخابات، به‌جای رأی واقعی مردم بود. مقاومت نامزدهای غیرحکومتی و خشم مردمی که می‌دیدند رأیشان چگونه به سرقت رفته و شعورشان چگونه مورد تمسخر گردانندگان انتخابات قرار گرفته، میلیون‌ها معترض را در نقاط مختلف کشور به خیابان‌ها کشاند. اقتدارگرایان اما به‌جای تصحیح روش نادرست خود، با تحقیر مخالفان، انتصاب آنها به قدرت‌های بیگانه، دستگیری و سرکوب خشونت‌بار شهروندان معترض، و بازداشت گسترده‌ی فعالان سیاسی و مطبوعاتی، به حراست از کودتای انتخاباتی خود پرداختند. حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر، کنش مدنی و اعتراض و پرسش مردم را انقلاب مخملی و فتنه نامید تا کودتای انتخاباتی و فتنه‌ی خود را با تبلیغات و تحریف حقیقت، از چشم‌ها مخفی کند. دوستان و یاران دیروز به بی‌بصیرتی متهم شدند تا بی بصیرتی حاکمان پنهان شود. نظر رئیس دولت برآمده از کودتا از همه به خود نزدیک‌تر اعلام شد تا تأیید و حمایتی که تا آن روز فاش نمی‌شد، آشکار گردد. دست نیروهای سرکوب‌گر و خشونت پیشه و ارعاب‌گر در تعرض به جان و مال و ناموس معترضان باز گذاشته شد تا بی‌پروای قانون و انسانیت و دین، مشت آهنین علیه شهروندان به‌کار افتد. اما چه سود که پرده‌ها یک به یک فرو افتاد و امواج بیداری و آگاهی، هر گوشه و کنار این سرزمین را درنوردید. سه سال پس از کودتا، و به‌دنبال آشکار شدن ناکارآمدی، فجایع و فضایح دستگاه اداره کننده‌ی کشور، حقانیت مواضع جنبش سبز بیش از پیش پرفروغ می‌درخشد.

با نزدیک شدن به سومین سالروز میلاد این جنبش مدنی و خشونت‌پرهیز، فرصت را برای بازخوانی چند نکته، مغتنم می‌شماریم:

۱٫ پیدایش جنبش سبز، تبلور خواست مردم ایران برای تغییر روندهایی است که کشور را از فرایندهای تصمیم‌گیری عقلانی و مبتنی بر منافع بلندمدت ملی، دور می‌سازد. کارنامه‌ی سه ساله دولت کودتا حاکی از گسترش بی سابقه فقر، فساد و تبعیض است که حاصل نقض بدیهی‌ترین حقوق شهروندی، گرانی و تورم و بیکاری، بر باد دادن سرمایه و ثروت ملی، جنگ قدرت و دغدغه‌ی حفظ خود و حذف رقیب به‌جای حل مشکلات کشور است. رهبران جنبش سبز بارها و بارها نسبت به درافتادن کشور به چنین وضعی هشدار داده بودند؛ ازجمله، مهندس میرحسین موسوی تاکید می‌کند: «از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به‌سر میبرد و اکثریتی از جامعه، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد.» (بیانیه شماره ۹)

۲٫ جنبش سبز، اهداف و آرمان‌های خود را در امتداد مطالبات یک‌صدساله‌ی اخیر مردم ایران زمین بازمی‌شناسد. استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت، حاکمیت ملی و حکومت قانون، از زمان شکل‌گیری نهضت مشروطه خواهی، تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از حماسه دوم خرداد تا خیزش عمومی ۲۲ خرداد و تداوم آن در جنبش سبز، خواسته‌های ملی بوده و هست؛ مطالباتی که تقلیل و تعطیل پذیر نیستند. ایرانیان می‌دانند که بهروزی آنان در گرو تحقق این چشم‌انداز‌هاست. مردم آگاه و آزاده‌ی ایران نیک می‌دانند که بدون آزادی، عدالت دست نیافتنی است؛ بدون عدالت نمی‌توان پیشرفت کرد؛ بدون پیشرفت نمی‌توان به استقلال رسید؛ بدون حاکمیت قانون، هرج‌ومرج و خودکامگی چیره خواهد شد؛ و بدون رعایت لوازم حاکمیت ملی، اقتدارگرایان اراده‌ی خود را با سلاح و سرکوب و تهدید و دروغ، بر اکثریت تحمیل خواهند کرد. مردم اخلاق‌گرای ایران به نیکی می‌دانند که هیچ‌یک از پیامبران الهی مردم را به پذیرش خودکامگی و ظلم و فقر و بردگی فرانخوانده‌اند.

مردم آگاه ایران می‌دانند که در زمانه‌ای که زندگی بهتر در گرو تحقق این آرمان‌هاست، ناچارند از میان تسلیم شدن در برابر انحطاط و سقوط کشور و تلاش برای تغییر و اصلاح امور یکی را انتخاب کنند؛ و حرکت سه ساله‌ی اخیر آنان نشان داد که با وجود همه‌ی تهدیدها و سختی‌ها دومی (تغییر وضع نامطلوب کنونی) را انتخاب کرده‌اند.

۳٫ «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکل‌گیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب به‌کار گرفته می‌شود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبش‌ها از سازماندهی‌های متناسب با شرایط خود بهره می‌برند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد. از همین روست که کمک به گسترش هسته‌های خودبنیاد همواره در دستور کار شورای هماهنگی راه سبز امید بوده است. آنچه این هسته‌ها را مانند دانه‌های تسبیح به یکدیگر متصل می‌کند و هویتی واحد می‌بخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گسترده‌ترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن می‌گذرد، بطور فزاینده‌ای نمایندگان و رابطان گروه‌ها و تشکل‌ها و جریان‌های بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.

۴٫ جنبش‌های اجتماعی، شیوه‌های گوناگونی را برای پیشبرد اهداف خود به‌کار گرقته می گیرند. این‌گونه، گاه مانند ۲۵ خرداد به نشانه‌ی اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابان می‌آییم، و گاه مانند ۱۲ اسفند به نشانه‌ی مهندسی انتخابات مجلس و بی شأن و منزلت شدن آرای مردم در خانه می‌مانیم. گاه با نمادهای سبزمان حضور و بروزمان را به یکدیگر یادآوری می‌کنیم، و گاه در اعتراض به سیطره‌ی روزافزون ارگان‌های نظامی-امنیتی، مصرف کالاها و خدمات آنها را تحریم می‌کنیم. گاه حلقه‌های کتابخوانی تشکیل می‌دهیم، و گاه با کمک به توزیع نسخه‌های تک برگی روزنامه‌های اینترنتی سبز به بسط آگاهی می‌پردازیم. راه سبز امید، شیوه زندگی است و نفس در راه بودن، پیروزی است.

۵٫ از همان روزهای نخست پیدایش، جنبش سبز بر مسالمت‌آمیز بودن مبارزه‌ی خود تأکید داشته و دارد. با وجود اذعان به وجود نواقص و معضلات در قانون اساسی، به تلاش برای بالفعل کردن ظرفیت‌های مردم‌سالارانه‌ی آن معتقدیم. همین اعتقاد است که همراهان جنبش سبز را از دو جریان متمایز می‌کند؛ نخست، کسانی که هنوز در اندیشه‌ی بازگرداندن قدرت موروثی مادام‌العمر غیرپاسخگو هستند، و گروه دیگر، آنانی که به اعمال خشونت تکیه می‌کنند و استفاده از هر وسیله‌ای را برای رسیدن به اهدافشان مجاز می‌دانند. به تجربه‌ی سرگذشت بشریت و تاریخ دور و نزدیک میهنمان دریافته‌ایم که خشونت، خشونت می‌آورد و بستر تحول تدریجی دارای دستاوردهای ماندگار را از میان می‌برد. افزون بر این، خشونت، ابزار دست اقتدارگرایی، خودکامگی و زورمداری است، و اینها همان چیزهایی است که به‌دنبال محو آنها از زندگی اجتماعی ایرانیان هستیم. برای دستیابی به اهداف‌مان، تنها از شیوه‌ها و روش‌ها و ابزاری که با آرمان‌های اخلاق مدارانه‌ی جنبش سبز سازگار باشد استفاده می‌کنیم. با صندوق رأی قهر نمی‌کنیم، اما چنان‌که در منشور جنبش نیز آمده، تا بازگرداندن هویت و کارآیی آن، و تا تحقق شرایط انتخابات آزاد و سالم و منصفانه و تعیین سرنوشت مردم به دست مردم، از تن در دادن به انتخابات نمایشی و فرمایشی و غیرآزاد سرباز می‌زنیم. درهای آشتی و گفت‌وگو را نمی‌بندیم، اما آن را نه به‌عنوان ابزاری برای تعامل غیرشفاف و تنزل از خواسته‌های مشروع و حقوق قانونی شهروندان، که به‌عنوان بستری برای تحقق مطالبات مردم شریف ایران ارزیابی می‌کنیم. برای آینده‌ی ایران، روزگاری عاری از انحصارطلبی و انتقام‌جویی در عرصه قدرت و بازگرداندن اقتدار به‌دست مردم آرزومندیم، و نیک می‌دانیم که صبر و امید و استقامت و پیگیری و تلاش مستمر، بزرگ‌ترین تضمین برای دستیابی به چنین فردایی است.

۶٫ همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبش‌های مدنی است. باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکته‌ی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیت‌های اجتماعی در زمان ما مربوط می‌شود: این شهروندان آگاه و آزاده‌ی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حق‌طلبانه‌ی مردم و خواست‌های مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.

۷٫ جنبش سبز، جنبشی اخلاق‌مدار است که به تعهد خود به موازین اخلاقی و بازگشت جامعه و حکومت به ارزش‌های اخلاقی نه به‌عنوان تاکتیک، که به‌مثابه‌ی استراتژی پایدار معتقد است. بسط عقلانیت جمعی اخلاق‌مدار در سراسر جامعه، راه را بر گسترش خرافه و دروغ و تقلب و خشونت خواهد بست. هر همراه جنبش سبز باید الگویی درخشان از پایبندی به موازین اخلاقی باشد. جنبش سبز، جنبش «دروغ ممنوع» است و همه‌ی مصیبت‌هایی را که جامعه‌ی ما امروزه بدان مبتلاست، ناشی از آلودگی به این ضدارزش خانمان برانداز (دروغ و تحریف حقیقت) می‌داند.

۸٫ «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهی‌بخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیده‌ایم. مدت‌هاست حتی کسانی که گمان می‌کردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمی‌دارند فهمیده‌اند که عرصه سیاست‌ورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغ‌پردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمی‌توان داشت. از همین‌رو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکه‌های اجتماعی در حوزه‌های مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را به‌منظور آگاهی‌بخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار می‌دهیم.

۹٫ شهدای عزیز جنبش سبز، پیشقراولان راه سبز امید بوده و خواهند بود؛ و زندانیان غیور جنبش که با پایمردی در راهی که آگاهانه انتخاب کرده‌اند، زندان‌های استبداد را به سرچشمه‌ی جوشان حرکت و سمبل صبر و مقاومت تبدیل کرده‌اند، هیچگاه از یاد مردم آزاده‌ی ایران نرفته و نخواهند رفت. شورای هماهنگی راه سبز امید به نمایندگی از همراهان جنبش سبز، مراتب احترام و قدردانی خود نسبت به آنان و خانواده‌های گرامی ایشان تقدیم می‌نماید.
۱۰٫ بخش عظیمی از ایرانیان در نتیجه‌ی سیاست‌های نادرست و نسنجیده‌ی گردانندگان حکومت، روزهای سخت و تلخی را سپری می‌کنند. گرانی، کمر بیشتر شهروندان را خم کرده و موج بیکاری روزافزون، شالوده خانواده‌های نابرخوردار را تهدید می‌کند. سفره‌هایی که قرار بود با وعده‌ی فریبکارانه‌ی آوردن نفت بر سر آن رنگین‌تر گردد، روز به روز تهی‌تر می‌شود. نابسامانی در بخش درمان و سلامت، افزایش آلودگی‌های زیست محیطی، تنزل کیفیت مواد غذایی و مانند آن، زندگی روزمره‌ی شهروندان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مشقت‌بار نموده است. بودجه‌های سرگردان کشور به‌جای آن که صرف بهبود وضع مردم ایران شود، در داخل و خارج از کشور برای طرح‌هایی هزینه می‌شود که بیش از آن که سودی برای بهروزی ایران و ایرانیان داشته باشد، به استحکام پایه‌های لرزان قدرت اقتدارگرایان نظر دارد. این حق مردم ماست که نسبت به این وضعیت بحرانی نگران باشند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. از همین‌رو از اقشار مختلف مردم در نقاط گوناگون کشور دعوت می‌کنیم در اعتراض به دشواری‌های روزافزونی که دولتمردان اقتدارگرا و ناکارآمد بر سر راه زندگی آزاد و توأم با کرامت ایرانیان پدید آورده‌اند، بین ساعت ۷ تا ۹ شامگاه پنجشنبه بیست و پنجم خرداد در اماکن عمومی و به‌ویژه پارک‌های اصلی شهرها تجمع اعتراضی سکوت برگزار کنند؛ باشد که حاکمان اقتدارگرا و بی‌کفایت به خود آیند.

شورای هماهنگی راه سبز امید

بار ديگر زمين رخت سرما را از تن بيرون ميكند و نويد بهاري مملو از زيبايي و زندگي را به آنهايي نشان ميدهد كه همواره در جستجوي سرسبزي و شادماني اند تا با سرزندگي، آنچه مرز اميد و آرزوست را به يكديگر پيوند زنند آنچنان كه گسستنش حتي در خيال هم نگنجد و چه زيباست آنروز كه گواه روزها و شب هاي سرد زمستان كه هر سال مي آيند و ميروند براي راستي و درستي اش كافي مي نمايد.

اينك كه مردم ايران در سراسر اين جهان گسترده در تكاپوي دست يابي به زيباترين بهار جاودانه، آزادي و آزادگي اند، سزاوار نيست جز اميد و اميدواري را براي يكديگر معنا كنيم و هديه اي جز محبت و دوستي و قدرداني به روح يكديگر تقديم نماييم. كه باور داريم جز اين نيز نخواهد بود چرا كه سخن از ايران است و مردمان فهيم و پاكش.

از اينرو » جنبش سبز گيلان » نيز ضمن آرزوي سالي پر از موفقيت براي تمامي هم ميهنان عزيز و گرامي، به اميد تداوم و » گسترش مبارزه مدني و مقاومت در برابر جنگ طلبي » راه سبز اميد را ادامه خواهد داد و در نهايت به حاكمان فعلي، زندگي را يادآوري ميكند و اينكه عدالت و صداقت و آزادي، هرگز زمستان طولاني را پشت سر خود تحمل نخواهد كرد.

شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته است در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پر شور در اماکن عمومی (مراکز خرید ، میادین ، پارک ها و…) به‌ویژه در فاصله ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند.

جنبش سبز گيلان نيز ضمن حمايت از فراخوان شوراي هماهنگي از تمامي مردم استان گيلان دعوت ميكند تا در تاريخ 11 اسفندماه در شهر خود به حضور در اماكن عمومي بپردازند و در روز انتخابات، 12 اسفندماه با عدم شركت در انتخابات و ماندن در خانه خويش اعتراض خود را به حبس غيرقانوني رهبران و اسراي جنبش سبز و انتخابات نمايشي اعلام دارند.

با پوزش از تمامي همراهان سبز به علت تاخير در انتشار بيانيه جهت حمايت از تجمع 25 بهمن و اعلام آمادگي براي شركت در آن. سعي خواهيم كرد در روزهاي آينده چرايي اداره شدن اين چنيني تارنماي جنبش سبز گيلان را به اطلاع شما عزيزان برسانيم.
با تشكر از همه شما عزيزان

متن بيانيه جنبش سبز گيلان در حمايت از تجمع 25 بهمن 90 :
به نام خدا
بار ديگرعطر و بوي دل انگيز آزادگي به مشام مي رسد، گويي خاطره اي به ياد ماندني، حماسه وار نزديك مي گردد و ما را به سوي خويش فرا مي خواند و با پرسش هايي آشنا، تحقق آرمان هايمان را فرياد ميكند، گويي از تك تك ما مي پرسد :

آيا همچنان بر خواسته هاي خويش با استقامت استواري ميكنيد؟ آيا هنوز سرودهاي ازجان برخواسته گمنامان راه سبز آزادي را بر زبان جان، جاري مي سازيد؟ آيا همچنان سخن حق شهدا، اسرا و خانواده هاي داغ ديده شان را در دل مرور مي نماييد و بر راه سبزي كه در آن گام برداشته ايد، افتخار ميكنيد؟ آيا غير از اين است كه هر روز با چشماني اندوهناك زمزمه وار مي پرسيد :

چرا كوه هاي سر به فلك كشيده با مشاهده استقامت خانواده والا مقام شهدا، رهبران و اسراي جنبش سبز، بر خود نمي لرزند و امواج سهمگين دريا در مقابل قدرت نفوذ كلام ايشان در قلب هاي مردم ايران، از هم گسسته نمي گردد ؟ چرا خورشيد تابان در مقابل قدرت تابش كلام آزادي محو نمي گردد و مهتاب در مقابل چشمان هميشه در انتظار كودكان اسراي سربلند جنبش سبز، سر تعظيم فرود نمي آورد ؟

و حال پاسخ مردم قدردان ايران چه خواهد بود؟ آيا جز با حضوري سبز و پرمعنايي ديگر، مي توان آزادي خواهي و آگاهي و سربلندي ايرانيان را به تمامي جهانيان اثبات كرد و قدردان استقامت و شجاعت تمامي فداكاران راه حق آزادي بود؟

بدون شك مردم آگاه و شجاع گيلان كه اينك كشور خويش را در وخيم ترين شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي و عزت و شرف خويش را در خطري جدي مي بينند بار ديگر همگام با تمامي هموطنان خويش در جاي جاي سرزمين پهناور ايران، 25 بهمن ماه حضوري سبز به هم خواهد رساند تا با زنده نگاه داشتن كلام حق شهداي راه آزادي، خواب را از چشم سياه ديوان انسان نما بربايند، اثبات نمايند كه آرمان هايشان همانند سخنان ديكتاتورهاي جمهوري اسلامي تنها در قامت يك شعار باقي نخواهد ماند تا راه را براي دستيابي به آزادي و آزادگي هموارسازند و چراغي نو بيافروزند در دل هاي رنج كشيده خانواده شهدا و اسرا و تمامي مردم ايران.

وعده ديدار ما، رشت، خيابان مطهري به سمت چهارراه ميكائيل، ساعت 4 تا 7 عصر همزمان با ساير شهرهاي ايران

جـــرس: با گذشت نه ماه از بازداشت رامین پرچمی، زندانی سیاسی و هنرمند حامی جنبش سبز، وی نهایتا با موافقت مسئولان، از زندان لاهیجان به مرخصی آمد.

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، رامین پرچمی، هنرمند سر‌شناس سینما و تلویزیون که در پی تجمعات مردمی ۲۵ بهمن ماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بود، تا روز یکشنبه بیست و دوم آبان ماه به مرخصی آمده است.

خانوادهٔ این زندانی سیاسی پیشتر در مصاحبه با رسانه‌ها تاکید کرده بودند که بارها با درخواست اخذ مرخصی آنان از سوی مسئولان مخالفت شده است.

وی که از سوی دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم و در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس بود، در شهریورماه سال جاری برای گذراندن دوران باقی‌ماندهٔ حبسش، از این زندان به زندان لاهیجان منتقل شد.

رامین پرچمی ۳۸ ساله، در فیلم‌هایی چون ضیافت و اعتراض ساختهٔ مسعود کیمیایی، میهمانِ مامان ساختهٔ داریوش مهرجویی و سریال‌های در پناه تو، همسایه‌ها و زیر آسمان شهر ۳ ایفای نقش کرده بود.

وی هم چنین تا چندی پیش سردبیر ماهنامهٔ فرهنگی هنری نقش آفرینان، به مدیر مسئولی شکوه جیرودی بود.

عید قربان روز تقرّب به پروردگار به ما می آموزد که رضای خویش را فدای رضای حق کنیم و از خواسته های دل در مسیر فرامین ایزد یکتا چشم بپوشیم و تنها سر به سودای معبود بسپاریم. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم ، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟) عبودیت مومنان با سنت امتحان و قربانی کردن تعلقات و تمنیات در محضر الهی جلوه می یابد و خوشا به حال آنان که گفتار و کردار شان در امتحان الهی یکسان است. این روز را به هموطنان عزیزم بویژه زندانیان سیاسی دربند و رهبران در حبس که خواسته های دل و زیبائی های دنیا را قربانی تقرب و بندگی خدا کردند و حاضر نشدند پلیدی را پاکی، سیاهی را سفیدی و ظلم را عدالت جلوه دهند، تبریک می گویم.

و اما یک خبر مهم

همانطور که پیشتر به اطلاع هموطنان عزیز و علاقمندان رساندیم نیروهای امنیتی با انتقال پدر به منزل مسکونی شان در جماران موافقت نکردند و به اعمال حبس ۱۰۰ روزه در آپارتمانی اداری و کوچک بدون دسترسی به هوای آزاد و در کنار تعدادی از ماموران امنیتی مبادرت ورزیدند. بدنبال پیگیری های مکرر خانواده بویژه مادر بزرگوارم سه شنبه هفته گذشته قرارداد اجاره منزل مسکونی در یکی از محله های شمیران جهت گذراندن دوران حبس منعقد شد. بر اساس این قرارداد یک واحد از سه واحد استیجاری در اختیار پدر قرار گرفت. خانواده متعهد به پرداخت بخشی از مال الاجاره شد و بخش دیگر را وزارت اطلاعات بابت حضور نیروهایش بر عهده گرفت. بعد از فراهم شدن مقدمات، پدر به مکان جدید منتقل شد و مقامات امنیتی اجازه بازگشت مادر را به حبس دادند. بدنبال خروج امروز مادر مطلع شدیم که مقامات امنیتی اجازه ماندن وی در کنار پدر را نمی دهند و اصرار دارند آقای کروبی الباقی زمان نامعلوم حبس را به تنهایی بگذراند.

مادرم تاکید کردند وضعیت تنفسی آقای کروبی بدلیل شرائط نامساعد و عدم دسترسی به هوای آزاد در ۱۰۰ روز گذشته دچار مشکلاتی شده است که در حال حاضر ایشان از داروهای تجویز شده پزشک وزارت اطلاعات استفاده می کنند. ایشان همچنین اضافه کردند که بر خلاف ورود آسیب های جسمی، روحیه آقای کروبی نسبت به مسیر انتخاب شده و عهد خود با مردم بسیار عالی و کم نظیر است.

کروبی کما فی السابق از حقوق اولیه یک زندانی مانند حق دسترسی به روزنامه، ملاقات منظم با نزدیکان، تلفن و … برخوردار نمی باشد. هوا خوری ایشان بعد از انتقال تنها در محدوده آپارتمان مجاز شمرده شده است. حقیقت این است که در ۹ ماه گذشته شاهد رفتار متناقض و سختگیری های غیر متعارف نسبت به پدر بوده ایم. محرومیت از حبس در منزل خود و تحمیل مکان دیگر به خانواده و تلاش در جهت تنها نگاه داشتن کروبی نگرانی خانواده را دوچندان کرده است. از حاکمیت انتظار داریم دایره و قلمرو این حصر ابداعی که ابعاد مختلف آن در تاریخ این کشور ماندگار خواهد شد را هر چه سریعتر مشخص کند.

» نسل ما، محصول مصلحت سنجی شماست «

جــــرس: آریا آرام نژاد، هنرمند حامی جنبش سبز که در جریان حوادث بعد از انتخابات و ماههای پس از آن، به دلیل اجرای قطعاتی در حمایت از جنبش و مخالفت با استبداد، در بازداشت به سر برده بود، طی پرسشی سرگشاده از شورای هماهنگی راه سبز امید، نسبت به انفعال برخی فعالان جنبش سبز انتقاد خود را مطرح کرده است.

به گزارش صفحۀ فیس بوکی این هنرمند حامی جنبش، وی در نامه و پرسش سرگشادۀ خود از شورای هماهنگی راه سبز امید، خطاب به این فعالانِ حامی میرحسین موسوی آورده است:

«گفتند و مجاب شدیم که گروهی با میر حسین موسوی هستند و میر حسین ، بلندگوی آنهاست . پس بعید نبود وقتی که یک فرد از جمعی حذف شود آن جمع که فقط بلندگویش را از دست داده ، به راهش ادامه دهد و چه خیال که بلندگویش در حصر و یا کشته شده باشد ؟!

حالا ماهها از عدم حضور میر حسین موسوی می گذرد می توان خوب فهمید که چیزی «غایب» است .

نه فقط بلندگویی ، که «ادبیاتی» غایب شده است . چه شد آن لحن حکیمانه ، معرفتی، ادبی و هم – سیاسی بیانیه ها (که با امضای میر حسین موسوی صادر می شد) به یک باره به لحن رسمی و ادبیات کلیشه ای بیانیه های تشکیلاتی مبدل گردید؟! بیانیه هایی چند خطی برای تکذیب و محکوم کردن و تبّری و تولّی جستن !
نه! چیزی غایب شده است !

پرسش من از شما این است که چگونه این جمع ، که فرد مهمی را از دست داده به سادگی از کنارش گذشته است ؟! چرا سکوت می کند ؟! و چرا شما عین خیالتان نیست که ماه هاست «میر حسین موسوی و ادبیاتش» از میان رفته و صرفا در حاشیه، محترم نگاه داشته شده است ؟!

این سوال ، قصد ایجاد توهم توطئه ای را ندارد اما پرسشی جدی است و می خواهد بداند شما چه پاسخی برایش دارید ؟!

لابد ریش سفیدهای قوم فریاد بر خواهند آورد که «مصلحت حکم می کند» !

بله! نسل ما ، محصول مصلحت سنجی شماست !

با احترام آریا آرام نژاد

شما میتوانید برای دریافت آخرین مطالب در ایمیل خود آدرس آنرا وارد محل زیر کنید:

به 54 مشترک دیگر بپیوندید

منوی اصلی





براي دريافت فايل پي دي اف منشور اينجا کليک کنيد.
جنبش سبز گيلان


کمک براي معرفي اين وب نوشت

jsguilan2@gmail.com

آخرین مطالب وب نوشت

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 54 مشترک دیگر بپیوندید