من هم به حضور معتقدم چون اثرش را زیاد می دانم!از امید و انرژی ای که از حضور پرشمار نشات می گیرد نمی توان گذشت اما حضور به هنگام و به موقع کارسازتر نیست؟و یا حضور در کنار همه!آن زمان که استبداد و آزادی درد مشترک همه ما شود…راه امید،این راه سبز …

کلمه: نویسنده وبلاگ اندیشه ممنوع نوشت: همه را نمی دانم اما خود من آن زمانی که میرحسین نام این حرکت را ،راه سبز امید گذاشت خیلی متوجه مفهوم عمیق این کلمات که پشت سر هم ردیف شده بودند ؛نشدم…آنقدر داغ و پر از هیجان و احساس بودم که فقط فکر می کردم به این که فردا ها و پس فردا ها،قرار کجاست و آنجا با دیگر دوستان هم اندیش جمع بشم و با فریاد های سکوت و بعد از آن بیدادها ،با شعار ،حضور خودم را اعلام کنم… آن روزها فقط مهم این بود که قرار راهپیمای بعدی و بعد تر چه روزی است و حضور و ماجرای تعقیب و گریز و برگشت به خانه با چشمانی اشکبار از گازهای رنگارنگی که خورده بودند و صحنه هایی که دیده بودند!گذشت و گذشت تا امروز.

چند وقت پیش کتابی می خواندم که دیدم خیلی بی ارتباط با امروز و ما واین شرایط نیست ! قرار بود وظیفه همه ما آگاهی رسانی و آگاه کردن خود و دیگران باشد.گفتم بد نیست این تجربه را با شما دوستان هم در میان بگذارم،تا علاوه بر اینکه شاید شمع کوچکی باشد که در ذهن بیفروزم و روشنگر راه دوستان زیادم شود.یک بار دیگر ضرورت آگاه کردن مردمانمان را به حقوق خویش،زمانه،وقایع و آنچه که در اطراف و اکنافشان می گذرد و از آن بیخبر اند ؛را هر روز و هروز ،بیشتر و بیشتر به خود و دوستانمان یادآور شوم!در این روزگاری که اندیشیدن و حرف زدن شاید ممنوع باشد،اما یگانه وظیفه امروز ما همین است.

“کواکبی”؛ یکی از بزرگترین اندیشمندان این سرزمین، یکی از رجال فعال سیاسی بود که به مبارزه استبداد ترکان عثمانی در سوریه به فعالیت می پرداخت. کواکبی در بخشی از نظراتش در باب مبارزه با استبداد به نکات جالب توجهی اشاره کرده که دانستنش در این روزها شاید خالی از لطف نباشد ؛چه بسا که شاید برای دوستانی که امروز بر این عقیده اند که جنبش دچار سرخوردگی شده است و به اصطلاح نا امید اند و یا اینکه نمی دانند چه کاری الان درست است و باید انجام داد؛(که البته به نظر من این دوستان ناآگاه از وظیفه ای هستند که امروز بر دوش دارند!) کارگشا است و شاید راهنمایی ای کوچک .البته اگر این دوستان هنوز به این اعتقاد داشته باشند که مستحق آزادی اند و آماده برای دستیابی به آن.

کواکبی در امر رفع استبداد سه قاعده را مهم می داند:۱)قاعده اول آن است که اگر تمام افراد یا اکثر افراد جامعه درد استبداد را احساس نکنند،مستحق آزای نیستند؛پس رفع استبداد محدود به ملت هایی می شود که تمامی اعضای آن یا اکثرشان مشکلی به نام استبداد را دریابند و حس کنند.۲)کواکبی در قاعده دوم مقابله با استبداد را با سختی و شدت عمل نفی کرده ،شیوه ملایمت را توصیه می کند.

این قاعده باعث شده که برخی او را متمایل به سازشکاری بدانند؛در حالی که او در این قاعده نکته مهمی را عرضه می کند.او معتقد است که مقاومت شدید ممکن است موجد فتنه شده،به هلاکت مردمان منجر گردد؛از این رو نیکوترین اساس عدالت را شایسته کسی می داند که نه با استبداد نسبتی داشته باشد و نه به فتنه علاقمند باشد.(قاعده سومی هم هست که بنا بر مصلحت امنیت و ثانیاً چون الان به آن احتیاجی نیست و ثالثاً گرو کشی می کنم،که خودتان بروید بخوانید)… .ذکر نمی کنم.مشخصات کتاب را در انتها ذکر می کنم تا در صورت علاقه مطالعه کنید.

خیلی بعد از آنچه که گفتم حرف نمی زنم،چون اصل مطلب در چند خط گفته شد!حالا این راه و این ما،این راه سبز امید و شبکه اجتماعی و تشکیل هسته های کوچک،این ما و آگاهی مردمانمان که اگر آزادی درد همه ما نشود !!!..این ما و فهمیدن ضرورت آگاهی،این ما واین راه و این مردم و وظیفه و خلاقیت،یا شاید هم تاکتیک جدید نمی دانم هرچه که اسمش را دوست دارید بگذارید، در انجام پیگیری راه امیدی که برگزیدیم!و شایدقابل توجه دوستانی که هنوز تقویم به دست به دنبال روزی برای خیابان رفتن هستند!لزوم این امر بر کسی پوشیده نیست! من هم به حضور معتقدم چون اثرش را زیاد می دانم!از امید و انرژی ای که از حضور پرشمار نشات می گیرد نمی توان گذشت اما حضور به هنگام و به موقع کارسازتر نیست؟و یا حضور در کنار همه!آن زمان که استبداد و آزادی درد مشترک همه ما شود…راه امید،این راه سبز …

پاورقی:

*دوستانی بودند که می گفتند ما چگونگی راه سبز امید زیستن را بلد نیستیم،تصمیم گرفتم انچه را که به عنوان شیوه ای کاریردی در این راه می دانستم بیان کنم.شاید نظر دیگر دوستان متفاوت باشه!اما من به این نتیجه رسیدم کمی با دقت بیشتری باید بیانیه ها و راهبردهایی را که در بیانیه های گذشته میرحسین بیان شده ؛دقت کنیم.آنچه که من به آن دست یافتم،قدم اول در این راه را تشکیل هسته های کوچک مثلاً دوستی و فامیلی دانستم.

*قابل توجه دوستان،برای کسب یادآوری و چگونگی و چیستی هسته های اجتماعی،و شبکه اجتماعی به بیانیه میرحسین مراجعه کنید .دقیقاً یادم نیست کدام بیانیه،اما اگر خواستید و لازم دانستید در وب می گذارم.

*کتاب مورد نظر:اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام،نویسنده : دکتر حاتم قادری،انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)