آقای اطلاعاتی عزیز که بنده را فالو می کنین و پرینت لحظه به لحظه از کامنت ها و نوت های من را به رئیس احمق تر از خودت میدی. در کشوری که به قول رئیس جمهور تو، آزادی 100 درصد وجود داره من به عنوان کسی که شهروند اینجام فارغ از دختر سردار فلانی یا دختر خانوم مدیر فیلان جا بودن، یه آدم ام و حق دارم حرف بزنم. لااقل توی گودر. شما که انقدر شعور ندارین که به مادرم که امروز از مراسم بزرگداشت پدرم برگشته بود زنگ می زنید و به خیالتون تهدید می کنید. شما که حرمت عزادار بودن یه زن رو که از 16 سالگی تا حالا صلیب زندگی رو به تنهایی به دوش کشیده و همه ی امیدش توی این زندگی مزخرف جنین حالا بیست و هفت ساله ای از یه زندگی مشترک دو ماهه است، نگه نمی دارین. شما که قلب ندارین. شما که نمی فهمید اگر پشت اون میز نشستید حاصل زحمت پدر و مادر من و امثال اونا بوده. شما که وقت جنگ پیش زنتون خوابیده بودید یا مادرتون داشت پوشکتون رو عوض می کرد. بهتون اخطار می کنم این آخرین باره که مادر من رو آزار میدین. بهتون اخطار می کنم. به خون پدرم قسم؛ به خونی که امروز از شدت فشار عصبی از بینی مادرم می ریخت اگه تار مویی از سر مادرم کم بشه دنیا رو بر سرتون خراب می کنم. من توی دنیا کسی و چیزی غیر از مادرم ندارم. جون ام هم به اندازه ی سر سوزنی برام عزیز نیست. من دختر داوود هستم احمق ها. فرمانده گردان ویژه كربلا لشگر قدس گیلان. خون اون توی رگ های من ه. از هیچکس هم غیر از خدا نمی ترسم. به این عکس ها خوب نگاه کنید آقا. شرم کنید