بانوی من
ای مادر شريف همه گيل زادگان
دوشيزگان مرتع و شاليزار
مردان رنج و کار
در موجی از روايح سبزينه های خاک
بانوی پاک
پاک تر از آسمان ابری غمناک
تو، نرم تر ز عاطفه آب
تو سخت تز از طينت خارا
همدوش مرد خويش
در جاده های خاکی تاريخ، راه سپردی
مردان جنگ و جنگل را،
پروردی از غرور عشق، بدامان*

گيلان سرزمين قيام ها و انقلاب هاست. گيلانی ها همواره مردمانی بوده اند که تن به ذلت و جور نمی داده و در برابر هرگونه بی عدالتی و استبداد و استعماری به پايمردی و نبرد می پرداخته اند. قيام های مکرر توده های محروم و کوشش طبقات مختلف از جمله دهقانان و روشنفکران به منظور استقرار عدالت اجتماعی و مقابله با استثمار اربابان و ملاکان در دوره های مختلف، گواه اين مدعاست.
بدون شک در اين قيام ها زنان از عوامل حمايت کننده اصلی مردان خود بوده اند و با حمايت همه جانبه خود، رزم آوران را همراهی می کرده اند. از جمله مشهورترين اين قيام ها قيام جنگل است.



متاسفانه با اينکه زنان نقش مهمی در به ثمر رساندن اين نهضت بزرگ بر عهده داشتند و کتابهای زيادی حول اين واقعه تاريخی به رشته تحرير در آمده است اما در هيچ يک از اين منابع آنطور که بايد به چهره واقعی زن گيلانی پرداخته نشده و آنچه از موقعيت و نقش زن گيلانی در اين عهد خبر ميدهد بيشتر حکايات و نقل قولهايی است که توسط افراديکه در آن دوران ميزيستند سينه به سينه گشته و جمع آوری گرديده است. بطور کلی در همه تحقيقات انجام شده درباره گيلان، زنان يا محو بوده اند يا بعنوان گروه حاشيه ای مطرح شده اند که در چند خط به آنها پرداخته شده است. اين در حالی است که زنان گيلان در دوره های مختلف تاريخی منطقه شان جنبش های خاص خود را شکل داده اند که اين جنبش ها مطالعه جدی و خاص خود را می طلبد.
زنان در نهضت جنگل با روحيه ای ايثارگرانه و قوي، با انگيزه ای برای جنگيدن، نيرويی کارآمد برای امداد رسانی به حساب می آمدند که گاه تفنگ مرگ را بر سينه می چسباندند و گاه اسلحه تعليم و تربيت و مراقبت از کيان خانه و خانواده را بر دوش می انداختند.
گيله زنان مهربان و قانع برخلاف مردانشان تنها در يک جبهه نمی جنگيدند بلکه همزمان در چندين جبهه به پيکار می پرداختند.
جمع آوری اطلاعات از موقعيت نظامی و استراتژيکی دشمن، رسانيدن پيغام و بردن خبر به نيروهای داخل جنگل و بالعکس، پخش گزارش های اشتباهی از محل استقرار جنگلی ها به دشمن، ساختن شايعه های دروغين به نفع مجاهدين در ارتباط با حمله و تعداد نفرات و رساندن پوشاک و آذوقه گرم با بضاعت اندک خويش، همه و همه از جمله کارهايی بود که با دستان پرتوان بانوان آزاده گيلانی انجام می گرفت.
مجاهدين هنگام مجروح شدن تا جاييکه امکان داشت خود به التيام زخم ها می پرداختند و در مواقع اضطراری از دکتر حشمت کمک می خواستند. اما در پاره ای از موارد به دليل تعدد مجروحين و زخم های کاري، زنان درمانگر روستايی به شيوه سنتي، جراحات را درمان می کردند و تا بهبودی کامل مجروح را در خانه خويش مخفی می ساختند. بانوان خستگی ناپذير گيلانی نه تنها درمان بخش جسم مبارزين بودند بلکه شفابخش روح خسته و تسلای خاطری بر آوارگی و رد بدريشان نيز بودند.
از جمله زنان مبارزی که در گوشه و کنار اين ديار آزاد پرور بر عليه ظلم و جور به پا خاستند می توان به هيبت ديلماني، عظمت خانم فولادلو، بلور خانم و بتول خانم و صديقه جنگلی اشاره کرد که هر کدام در نوع خود اسوه شجاعت و جسارت بودند و در برابر سختی ها و ناملايمات اربابان ستم و حاکمان قد علم کرده و تا پای جان ايستادند.

سيده ارمغان سقراط*
برگرفته ازسایت http://www.shomaliha.com

پی نوشت:
– صالحي، بهمن: زن بارانی
– فخرايي، ابراهيم: سردار جنگل. انتشارات جاويدان، چاپ سوم
– رايين، اسماعيل: قيام جنگل، انتشارات جاويدان
– دلريش، بشرا: زن در دوره ی قاجار. چاپ اول. حوزه ی هنری. انتشارات اسوه
– کوچک پور، صادق: نهضت جنگل و اوضاع فرهنگی- اجتماعی گيلان و قزوين
– تهيدست، فاطمه: سووشان، فرهنگ گيلان، شماره 21 و 22، بهار و تابستان 83

*کارشناس ارشد مطالعات زنان
*شعر از بهمن صالحی