org-z13060470540246a29ab49d940caf236e765589b2aa4814bda4.jpgایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند «مال حرام تنها منحصر در کسب حرام نیست. کسى هم که پول مى‏ گیرد تا دیگران را کتک بزند و رعب و وحشت ایجاد کند، مال حرام به دست آورده و لقمه حرام خورده است و نطفه فرزندانش نیز از لقمه حرام تشکیل مى ‏شود در نتیجه فرزند بدتر از پدر می ‏شود و سالها بعد بسیارى از افراد جامعه حاصل نطفه حرام و لقمه حرام مى‏ شوند.

جوانان امروز جامعه ما کسانى هستند که در زمان امام خمینى‏ رحمه الله یا کمى بعدتر متولد شده ‏اند. باید قدر این جوانان را دانست و از آنها بهره خوب برد. اینان از نطفه‏ هاى پاک و لقمه‏ هاى حلالند. اما اگر به احکام اسلام عمل نشود و لقمه‏ هاى حرام بر سر سفره‏هاى مردم گذاشته شود، بیست، سى سال آینده وضع جامعه عوض مى‏ شود و نمى‏توان انتظار چندانى از جوانان آن روز داشت.»


این عضو مجلس خبرگان در ادامه با اشاره به سخنرانیها و انتقاداتی که طی این دوسال نسبت به روند ایجاد شده در جامعه، ایراد شده فرمود: بنده بین خود و خداى تعالى در میان انتقادات، هدفى جز عمل به تکلیف ندارم و مى ‏دانم که اگر نگویم، در جاى خود متوقف مى‏ شوم و حرکتى از لحاظ معنوى نخواهم داشت. فروبستن زبان از بیان حقایق و انتقادات، مؤثردیدن غیر خدا (شرک) است؛ یعنى اگر بخاطر حفظ مرید و حوزه و مسجد و ریاست خود سکوت کنیم، غیر خدا را لحاظ کرده ‏ایم. گذشته از این، هنگامى که بنده را در قبر مى‏ گذارند، مى‏ گویند: تو که مى‏ دانستى و علم داشتى چرا تخلفاتى را که دیدى تذکر ندادى؟ در آن زمان چه بگویم؟ بگویم: ترسیدم، از توهینها و تهمتها و از اینکه بگویند آمریکایى است، ترسیدم؟ – البته مدتى است که بخاطر گرفتارشدن به خود، کارى به ما ندارند اما اگر گرفتاریشان رفع شود دوباره همان اوضاع خواهد بود – همه ما به اندازه خود تکلیف داریم.

بنده حتى قادر نیستم بدن خود را حفظ کنم؛ اگر چند نفر از همان به اصطلاح مخلصین بر سرمان بریزند و کتکمان بزنند، یا مشتى به پهلویمان بزنند، مى‏میریم – مانند خانم هاله سحابى که همین طور کشته شد – اما مهم نیست. یا اگر کسى در تشییع جنازه ‏مان نیامد و مانند آن بنده خدا شبانه دفنمان کردند باز هم اهمیتى ندارد. هر که خواست بیاید و هر که نخواست نیاید. اما نمى ‏توان گفت بخاطر اینکه شاید در تشییع جنازه ‏مان نیایند یا در امامزاده سید محمّد علیه السلام دفنمان نکنند، باید سکوت کنیم. سر و کار ما با خداست و باید فکرى به حال بعد از مرگ بکنیم. آیا ما باید به دنبال حرف مردم و دنبال هواى دیگران باشیم؟ این شرک است.

معظم له در پایان با اشاره به اینکه مردم ایران دیندار هستند اما دوست دارند که علما و بزرگان، عملشان مطابق با گفتارشان باشد فرمود: اکثریت مردم مسلمان ایران دین را مى‏ خواهند اما مى ‏گویند باید عمل علما و جلوداران ما مطابق قولشان باشد و این خواسته حقّى است. از زمان امام خمینى ‏(ره)، آمادگى پذیرش دین در مردم به وجود آمد و همین الآن هم این آمادگى وجود دارد. فکر نکنید همه مردم مسیحى و بهایى شده ‏اند. همین الان هم اگر از بزرگان دین و کشور عمل صحیح ببینند استقبال مى ‏کنند. آقایان بزرگان هم بیایند همه زندانیان سیاسى را آزاد کنند. آقاى میرحسین موسوى و کروبى را از حصر در آورند و مطابق قانون عمل کنند و انتخابات را به طور صحیح برگزار نمایند. این کارها موج خوشحالى فراوانى در بین مردم ایجاد مى‏کند و حتى اگر چند نفر هم عصبانى شوند و دست به اغتشاش بزنند، دیگران مهارشان مى‏ کنند.