org-z1309082496f5ee9d8a5e5097abc3652ed86c1a209e3b6ce40a.jpgهنگامی که حسین شریعتمداری و امثال او پس از ماها زیر و رو کردن اسناد و مدارک، حتی یک لکه سیاه در زندگی سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی میرحسین موسوی نتوانست پیدا کند گمان نمی کرد که مجبور شود در جهت توجیه تحولات چند ماهه اخیر ناگزیر به فساد مالی گسترده و عمیق و ریشه دار باند احمدی نژاد و یارانش اعتراف کند.

البته او هنوز به درجه عقل مجتبی ذالنور نرسیده است ولذا مذبوحانه احمدی نژاد را از مشایی واشباح او جدا می کند. اما دیری نخواهد گذشت که همین افراد هتاک، فساد مالی بالغ بر سیصد میلیارد تومانی احمدی نژاد را در شهرداری تهران را افشا خواهند کرد و این آغازی است بر افشای فساد های چند ده میلیارد دلاری از بالا تا پایین جناح کودتا.

هنگامی که میر حسین موسوی به صراحت اعلام کرد که هیچ انگیزه شخصی و گروهی اورا به کاندیداتوری ترغیب نکرده است بلکه مشاهده فقر وفساد و ظلم و تجاوز به حریم مردم او را نگران سرنوشت کشور و اینده ایران نموده است کمتر کسی به اندازه عمق نگاه او از ابعاد این خطرات که بواسطه حاکمیت یافتن عده ای بی صلاحیت گریبان اجرایی کشور را گرفته اگاهی داشت.

آن هایی که به هر دلیل خواه به واسطه کینه هایی که از دوران نخست وزیری این مرد خدوم و فرزند رشید ملت در سینه انباشته کرده بودند وخواه کسانی که به واسطه پایمردی او بر منافع عمومی و باج ندادن به اشخاص، از وی دل چرکین بودند و خواه کسانی که تحت تاثیر بمباران های دروغ حاکمیت نسبت به صلاحیت و توانمندی و افق دید وسیع این مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران به تردید افتاده بودند، هرگز فکر نمی کردند که گذشت زمان به این سرعت و با این گستردگی یک به یک تحلیل های میر حسین موسوی را در قالب واقعیت های عینی جلو چشمان انها قرار دهد. آشفتگی و بهم ریختگی روح و روان و فکر و جسم همه کسانی که الان در حاکمیت قرار دارند و یا در دزدیدن آرای مردم و شکنجه و قتل و تجاوز وحبس های ظالمانه دو ساله اخیر مستقیم دست داشته اند و یا حداقل با سکوت خود به این جنایت ها و ظلم ها رضایت داده بودند به دلیل همه تحولاتی است که یک به یک گواهی به صداقت و درایت و فهم عمیق میر حسین موسوی در باره امروز و آینده ایران زمین است.


———————————————————-

کلمه- گروه سیاسی: هنگامی که سید محمد خاتمی رسما اعلام کرد که در حمایت از میرحسین موسوی از کاندیداتوری ریاست جمهوری کنار می رود کمترکسی گمان می کرد که آنچه او در وصف میرحسین موسوی و اولویت و صلاحیت های او می گوید فراتر از تعارف های معمولی سیاسی باشد. اما امروز هر کس که تاریخ سه ساله اخیر را با دقت مرور بکند از صداقت و شرافت ودرک بالای سید محمد خاتمی در شگفت می ماند.

هنگامی که حسین شریعتمداری و امثال او پس از ماها زیر و رو کردن اسناد و مدارک، حتی یک لکه سیاه در زندگی سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی میرحسین موسوی نتوانست پیدا کند گمان نمی کرد که مجبور شود در جهت توجیه تحولات چند ماهه اخیر ناگزیر به فساد مالی گسترده و عمیق و ریشه دار باند احمدی نژاد و یارانش اعتراف کند.

البته او هنوز به درجه عقل مجتبی ذالنور نرسیده است ولذا مذبوحانه احمدی نژاد را از مشایی واشباح او جدا می کند. اما دیری نخواهد گذشت که همین افراد هتاک، فساد مالی بالغ بر سیصد میلیارد تومانی احمدی نژاد را در شهرداری تهران را افشا خواهند کرد و این آغازی است بر افشای فساد های چند ده میلیارد دلاری از بالا تا پایین جناح کودتا.

هنگامی که میر حسین موسوی به صراحت اعلام کرد که هیچ انگیزه شخصی و گروهی اورا به کاندیداتوری ترغیب نکرده است بلکه مشاهده فقر وفساد و ظلم و تجاوز به حریم مردم او را نگران سرنوشت کشور و اینده ایران نموده است کمتر کسی به اندازه عمق نگاه او از ابعاد این خطرات که بواسطه حاکمیت یافتن عده ای بی صلاحیت گریبان اجرایی کشور را گرفته اگاهی داشت.

آن هایی که به هر دلیل خواه به واسطه کینه هایی که از دوران نخست وزیری این مرد خدوم و فرزند رشید ملت در سینه انباشته کرده بودند وخواه کسانی که به واسطه پایمردی او بر منافع عمومی و باج ندادن به اشخاص، از وی دل چرکین بودند و خواه کسانی که تحت تاثیر بمباران های دروغ حاکمیت نسبت به صلاحیت و توانمندی و افق دید وسیع این مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران به تردید افتاده بودند، هرگز فکر نمی کردند که گذشت زمان به این سرعت و با این گستردگی یک به یک تحلیل های میر حسین موسوی را در قالب واقعیت های عینی جلو چشمان انها قرار دهد. آشفتگی و بهم ریختگی روح و روان و فکر و جسم همه کسانی که الان در حاکمیت قرار دارند و یا در دزدیدن آرای مردم و شکنجه و قتل و تجاوز وحبس های ظالمانه دو ساله اخیر مستقیم دست داشته اند و یا حداقل با سکوت خود به این جنایت ها و ظلم ها رضایت داده بودند به دلیل همه تحولاتی است که یک به یک گواهی به صداقت و درایت و فهم عمیق میر حسین موسوی در باره امروز و آینده ایران زمین است.

امروز ملت ایران شاهد آن است که وقتی میزان فساد مالی حاکمیت به اندازه ای رشد پیدا کرد که در شاخص های سازمان های بین المللی به عنوان بی سابقه ترین سقوط ثبت شده برای یک کشور مطرح گردیده است. چه کسانی آمدند و به جای درک واقعیت و پیدا کردن چاره ای برای آن ها، این موسسه ها و نهاد های بین المللی را با عناوین صهیونیستی و امریکایی موردخطاب قرار دادند اما همانها از شدت استیصال و پوسیدگی آشکار شده این دولت و فسادهایش کارشان به جایی رسیده است که برای رفو کردن افتضاح حذف یارانه ها به جعلی از صندوق بین المللی پول متشبث می شوند.

به راستی چقدر باید  استیصال وجود داشته باشد که از یک طرف روزنامه های جناح کودتا خبر نائب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس را مطرح می کنند که می گوید پنجاه درصد دامداری و مرغداری های کشور در همین چند ماهه اخیر ورشکسته شده اند و درهمان زمان خبر از موفقیت های سیاست حذف هدفمند کردن یارانه ها را به زبان می آورند.

آنچه شگفت انگیز و قابل تامل به نظر می رسد این است که همزمان با آشکار شدن روزافزون اندیشه ها و راه میرحسین موسوی و همراهانش و بر ملاشدن ماهیت دروغگویی و بی کفایتی و جباریت  اقتدارگرایان، گروهی بویژه در خارج از کشور مرکز ثقل بحث های خود را هتاکی به میر حسین موسوی بایت پایمردی او به ضرورت اجرای بدون تنازل قانون اساسی قرار داده اند. البته شخص میر حسین زمانی که هنوز اسیر ظلم عقده های چندین ده ساله نشده بود مکرر توضییح داده بود که قانون اساسی موجود تا زمانی که جایگزین بهتری برایش پیدا نشده است مهمترین رکن حفظ تمامیت ارضی کشور و جلو گیری از بهم ریختگی ها واز هم گسیختگی های تحمیل کننده و هزینه های جبران ناپذیر بر کشور است واین مسئله ای است که هر انسان با حداقل دانش و تجربه تاریخی به آن صحه می گذارد.

البته میرحسین موسوی گفته بود که این قانون اساسی را وحی منزل نمی داند و قابل اصلاح و تصحییح به شمار می اورد اما آن ها که محور حمله خود را قانون اساسی قرار داده اند باید توجه داشته باشند که اگاه یا نا آگاه در صف کودتاچیان قرار نگیرند. یکی از بحث های اصلی میر حسین موسوی آن بود وهست که کودتاچیان همانقدر که به نام دین همه موازین شناخته شده دینی را ریر پا گذاشته وقربانی ظلم وفساد وتجاوز خودساخته اند با قانون اساسی هم همان کار را کردند.

بنابرین دفاع چشم بسته ومطلق انگار از قانون اساسی همان قدر غیر واقع بینانه ومخرب است که حمله این گونه به قانون اساسی و مدافع مظلوم اجرای بدون تنازل آن. وجه دیگر مسئله نیز آن است که کدام عقلی می پذیرد که ما تا جایگزین بهتری معرفی نکرده ایم قانون اساسی موجود را نفی کنیم و همنوا باکودتاچیان بر طبل بی قانونی وهرج ومرج وفرصت سازی برای آنها بکوبیم؟

امروز با اطمینان می توان گفت که اگر فرصت و مجالی پدید آید صحت و درستی این شعار کلیدی میرحسین موسوی نیز دیری نمی پاید که اشکار خواهد شد.

تا امروز تعداد روزهایی که دو رهبر بزرگ و آزده جنبش سبز و همسرانشان در حبس ظالمانه قرار دارند از مرز یکصد روز عبور کرده است اما روند تحولات، چشم اندازهای امید بخشی را فرا روی ملت ایران قرار داه است. اقتدارگرایان  فراموش کرده اند که تا همین چند هفته پیش از احمد جنتی در نماز جمعه نمایندگان مجلس را نکوهش می کرد که چرا چوب لای چرخ دولت می گذارند و امروز به جای اعتراض به بی صلاحیتی و جباریت خود، همدستی بخشی از کودتاگران با جنبش سبز به عنوان توجیحی برای کارهای احمقانه خود استفاده می کنند. گویی حافظه این ملت را دست کم گرفته اند ونمی دانند که همه این فساد هایی که به بخش افشا شده کودتاچیان منحرف نسبت می دهند فقط از طریق فرصت هایی که فضای سرکوب فراهم ساخته مجال بروز پیدا کرده است.

آن هایی که تا دیروز این دولت را از صدرمشروطیت تا امروز ممتاز به حساب می آوردند در زمان طرح این ادعا، تفکیکی میان جناح مختلف اقتدارگرایان صورت نداده بودند. بنابرین هر انحرافی وهر فسادی مشاهده می شود بار جرم و مسئولیت آن به دوش همه  انحصارگران است و راه توبه نیز ازمسیر بازگشت به ملت و جدی گرفتن هشدارهای میرحسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی می گذرد. بنابرین در یک فضای باز و آزاد، بدون تردید بازگشت به برنامه های اصلاحی این بزرگان راهگشا خواهد بود وامید آن می رود که تا دیر نشده این بازگشت صورت پذیرد.